آقای ما / صحت نظراتش را / بی سَنَد مدرک نمی گذارد؛ / برای جُفتک اندازی / جَفنگیاتش را با کلام سعدی مزّین می کند / و ....
آقای ما
آقای ما
صحتِ نظراتش را
صحتِ نظراتش را
بی سند و مدرک نمیگذارد؛
برای جُفتک اندازی
جَفنگیاتش را با کلام سعدی مزّین میکند:
مرد "را خاری در پهلو، بِه که پیری"،
و محضِ رو کم کنی
رِندیِ عُبید را، سَر بُریده
تحویل میدهد:
رِندیِ عُبید را، سَر بُریده
تحویل میدهد:
" از خاتونی که ویس و رامین خوانَد،
کون درستی روا مدار"
کون درستی روا مدار"
ریشخند نکردمش ای مردک، سعدی گوید:
"زن را خاری در پهلو، به که پیری"
و
بر سر نکوبیدمش ای دَبنگ، عبید گوید:
"از مردی که بنگ و شراب نوشد ...
کون درستی روا مدار"
کون درستی روا مدار"
اما بادِ شنلِ شوالیه که به غبغبش افتاد
و به نخوت گفت:
- زیرِ سایه ام همه تقاضائی دارند
تو هم چیزی بخواه!
تو هم چیزی بخواه!
آن وقت پاسخِ دیوژن کَلبی
به اسکندر گُجَسته را فریاد کردم:
"سایه ات را از سَرم کم کن!
بگذار آفتاب بر من بتابد."

خانم نوری علا، این شعر فوق العاده است. در یک شعر کوتاه توانستیه اید هم ریا و زور احمقانه یک فرهنگ مذکر را نشان دهید و هم اعتراض زن در برابر این فرهنگ را. زنده باشید.
پاسخ دادنحذفبا درود، دوست و شاعر گرامی، با نظر خانم طالب بسیار موافقم، البته جز یک کلمهاش. قیام شما علیه ستمسالاری مردانهی انحرافی، نماد شجاعتی است که جنبش اجتماعی امروز زنان ایران برای احقاق حقوق مطلقا برابر خود بدان نیاز دارد. ما در ادبیات زنانهی ایران تا کنون، بهجز استثنائات، یا با تقلیدی از ادبیات مردانه از نظر موضوع روبهرو بودهایم و یا با زبان و ساختاری خالی از استقامت و شهامت برای کسب آزادی کامل و دموکراتیک. زنده باد.
پاسخ دادنحذففرشیم
از شما دوستان عزیز که همیشه در راه گفتن و نوشتن نظراتم مشوقم بوده اید تشر می کنم.
پاسخ دادنحذفخانم نوری این شعر تن من را لرزاند. بخدا همه مردها آن طوری که شما وصف کردید نیستند. من مردی هستم که در ایران بزرگ شدم بعد به اروپا آمدم. اصلن نمی فهمم چرا باید زنان را سرکوب کرد، نیمۀ من هرقدر باسواد و با شعور و فهمیده تر باشد، زندگی من در کنارش بهتر خواهد بود. متأسفم اگر تجربه شما به عنوان یک بانوی تحصیل کرده و هنرمند تا این حد تلخ و ناگوار بوده است.
پاسخ دادنحذف