انتشار کتاب «آیههای شیطانی» اثر سلمان رشدی، و فتوای خمینی
سلمان رشدی، نویسندهی هندیتبار، شهروند بریتانیایی-آمریکایی، پس از انتشار رمان «شرم» که شهرتی جهانی یافت و کتاب به زبانهای گوناگون، از جمله به فارسی توسط دکتر مهدی سحابی ترجمه شد، رشدی رمان «آیههای شیطانی» را منتشر کرد. انتشار این کتاب با اعتراض شدید بسیاری از روحانیان اسلامی و مسلمانان کشورهای مختلف روبهرو شد. آنان کتاب را نسبت به اسلام و پیامبر آن، توهینآمیز دانستند و مسلمانان را علیه کتاب و نویسندهاش برانگیختند. در پاکستان نیز تظاهرات گسترده و خشونتآمیزی برپا شد.
در ۲۵ بهمن ۱۳۶۷، برابر با ۱۴ فوریه ۱۹۸۹، روحالله خمینی با صدور بیانیهای، فتوای مشهور خود را دربارهی قتل سلمان رشدی صادر کرد و اجرای آن را وظیفهی مسلمانان دانست. او در این فتوا «آیههای شیطانی» را کتابی توهینآمیز نسبت به پیامبر اسلام و مقدسات اسلامی خواند و نویسندهی آن را به انکار و افسانه پنداشتن قرآن متهم کرد. خمینی همچنین ناشران، مترجمان و همهی کسانی را که از محتوای کتاب آگاه بودند و در انتشار آن نقش داشتند، مشمول حکم مرگ دانست. در چنین شرایطی، برخلاف دیگر آثار سلمان رشدی، این کتاب بهطور علنی و رسمی، به فارسی ترجمه و منتشر نشد
فتوای خمینی علیه کتاب و نویسندهاش،
خشم و اعتراض مسلمانان در کشورهای اسلامی و نیز برخی جوامع مسلمان در کشورهای دیگر
را چندین برابر کرد. در سالهای بعد نیز سلمان رشدی بارها تهدید به مرگ شد و ناچار
بود مدتها تحت حفاظت پلیس و دور از انظار عمومی زندگی کند.
واکنش جامعهی اروپا
پس از صدور فتوای خمینی در ۲۵ بهمن ۱۳۶۷، برابر با ۱۴ فوریه ۱۹۸۹، جامعهی اروپا واکنشی شدید نشان داد و موضعی قاطع در برابر آن اتخاذ
کرد.
پارلمان اروپا در استراسبورگ قطعنامهای
به تصویب رساند و از دوازده دولت عضو خواست به تهران اعلام کنند که در صورت عملیشدن
تهدیدها، تدابیر جدی علیه منافع جمهوری اسلامی ایران اتخاذ خواهد شد. وزیران امور
خارجهی کشورهای عضو جامعهی اروپا نیز در اول اسفند ۱۳۶۷، برابر با ۲۰ فوریه ۱۹۸۹، بیانیهای منتشر کردند و تهدید به قتل سلمان رشدی را غیرقابل قبول،
مغایر با منشور ملل متحد و بیاحترامی به اصول و مقررات بینالمللی خواندند.
واکنش فوری جامعهی اروپا به این
فتوا، تصمیمها و اقدامات مشترکی را در سه زمینه در پی داشت:
احضار سفرای کشورهای عضو از تهران و
کاهش سطح روابط دیپلماتیک با جمهوری اسلامی؛
لغو دیدارها و سفرهای مقامات دو طرف
در سطح وزیران و معاونان آنان؛
کاهش همکاریهای اقتصادی و محدود کردن واردات کالا از ایران.
با تشدید بحران و قطع روابط سیاسی ایران و بریتانیا در ۷ مارس ۱۹۸۹، دولت آلمان نیز در حمایت از بریتانیا اجرای موافقتنامهی فرهنگی خود با ایران را، که در نوامبر ۱۹۸۸ به امضا رسیده بود، به حالت تعلیق درآورد. بریتانیا میکوشید مسئولیت حمایت از سلمان رشدی را به دیگر کشورهای اروپایی، بهویژه دو کشور مؤثر آن، آلمان و فرانسه، گسترش دهد؛ هم بر ضرورت اعمال محدودیت و فشار مشترک علیه جمهوری اسلامی تأکید کند و هم در این رویارویی بهتنهایی درگیر نماند.
سرانجام، این کشورها در برابر
پافشاری ــ و در واقع قلدری ــ رژیم اسلامی و نیز حمایت گروههایی از مسلمانان در
کشورهای دیگر، از ادامهی تصمیم خود برای کاهش شدید روابط سیاسی با ایران صرفنظر
کردند. سفیرانی که تهران را ترک کرده بودند، یکی پس از دیگری به ایران بازگشتند.
حمله به سلمان رشدی
صدور فتوای
خمینی، جهان روشنفکری را، چه در غرب و چه در شرق، با روزهایی بسیار حساس و نگرانکننده
روبهرو کرد. بسیاری از هنرمندان و نویسندگان سرشناس، از کریستوفر هیچنز گرفته تا
ادوارد سعید، جانانه از سلمان رشدی و حق آزادی بیان او دفاع کردند؛ بااینحال،
رشدی ناچار شد سالها مخفیانه و زیر حفاظت پلیس زندگی کند.
بهتدریج و با
گذشت زمان، به نظر میرسید فتوای خمینی رو به فراموشی میرود. رشدی بار دیگر گاه
در محافل ادبی ظاهر میشد، دوباره ازدواج کرده بود و زندگی نسبتاً عادیتری داشت.
اما در ۲۱ مرداد ۱۴۰۱، برابر با ۱۲ اوت ۲۰۲۲، هنگامی که قرار بود در برنامهای ادبی در مؤسسهی «شاتاکوا»، در
ایالت نیویورک، سخنرانی کند، ناگهان هدف حمله قرار گرفت. هنوز برنامه آغاز نشده
بود و رشدی روی صحنه حضور داشت که هادی مطر، در آن زمان جوان ۲۴ سالهی لبنانیتبار و متولد آمریکا، به سوی او هجوم برد و در کمتر از
سی ثانیه، با پانزده ضربهٔ چاقو به سر، صورت، گردن، سینه، شکم، بازو و دست او،
کوشید جانش را بگیرد. رشدی، غرقه در خون، به بیمارستان منتقل شد. ماهها طول کشید
تا توانست تا اندازهای سلامت خود را بازیابد؛ اما بینایی چشم راست و توانایی
استفاده از یکی از دستهایش را از دست داد و آثار زخمهای عمیق حمله بر چهره و
بدنش باقی ماند.
هادی مطر در
همان محل بازداشت شد و روز بعد به «اقدام به قتل» و «ضربوجرح» متهم گردید. هیئت
منصفهی دادگاه ایالتی نیویورک در ۳ اسفند ۱۴۰۳، برابر با ۲۱ فوریه ۲۰۲۵، او را در هر دو اتهام مجرم شناخت. سپس در ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴، برابر با ۱۶ مه ۲۰۲۵، به ۲۵ سال زندان محکوم شد. اما پروندهی دیگری نیز با اتهامهای فدرال
مرتبط با تروریسم علیه او گشوده بود. سرانجام، در ۷ مرداد ۱۴۰۵، برابر با ۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، هیئت منصفهی دادگاه فدرال در
بوفالو، او را در هر سه اتهام مجرم شناخت: تلاش برای حمایت مادی از حزبالله،
انجام اقدامی تروریستی فراتر از مرزهای ملی، و حمایت مادی از تروریستها. قرار است
حکم این پرونده در نوامبر ۲۰۲۶ صادر شود و مطر ممکن است به حبس ابد
محکوم گردد.
پدر هادی مطر،
که پس از سالها زندگی در ایالات متحده به جنوب لبنان بازگشته است، با حزبالله
لبنان روابط نزدیکی دارد. حزبالله از سال ۱۹۹۷ در
فهرست سازمانهای تروریستی خارجی ایالات متحده قرار گرفته است. این سازمان یکی از
قدیمیترین و شناختهشدهترین گروههای نیابتی جمهوری اسلامی به شمار میرود؛
گروهی که نقش و اهمیتش برای حکومت ایران، بهویژه در جریان جنگهای اخیر ایران با
اسرائیل و ایالات متحده، آشکارتر از همیشه شده است. بنیاد ۱۵ خرداد، نهادی حکومتی و مذهبی در ایران، برای اجرای فتوای قتل رشدی
جایزهای ۳٫۳ میلیون دلاری تعیین کرد.
مایکل دیجیاکومو،
دادستان ایالات متحده در ناحیهی غربی نیویورک، روز چهارشنبه، ۷ مرداد ۱۴۰۵، پس از اعلام رأی هیئت منصفه، در
بیانیهای گفت که هادی مطر ماهها برای اجرای آنچه امیدوار بود «اعدام سلمان رشدی»
باشد، برنامهریزی و خود را آماده کرده بود و شاید میخواست راه کسانی را دنبال
کند که آنان را «شهید» میدانست و تحسین میکرد.
بر اساس گزارش
رسانهی نیویورکی «فری پرس»، که از آزادی بیان حمایت میکند، بخشی از این آمادهسازی
به سفرهای مطر برای دیدار با خانوادهاش در جنوب لبنان مربوط میشد. پیشتر، دو
خبرنگار این رسانه در گزارشی از روابط نزدیک پدر و خانوادهی مطر با حزبالله پرده
برداشته بودند. یکی از شیوخ محلی در روستای زادگاه خانوادهی مطر نیز به آنان گفته
بود که کاملاً اطمینان دارد هادی مطر، تحت تأثیر ایدئولوژی حزبالله، به سلمان
رشدی حمله کرده است.
در دفاع از سلمان رشدی
پس از فتوای خمینی علیه سلمان رشدی، و
مهدورالدم خواندن ناشران، مترجمان و همهی کسانی که از محتوای کتاب آگاه بودند و
در انتشار آن نقش داشتند، نویسندگان، شاعران، مترجمان، پژوهشگران و هنرمندان در
سراسر جهان، اعلامیههایی علیه فتوای خمینی صادر کردند. عدهای از نویسندگان و
شاعران و هنرمندان ایرانی که در آمریکا زندگی میکردند تصمیم گرفتند آنان نیز در منزل
هما سرشار جمع شده تا همچون دیگر آزادیخواهان جهان، بیانیهای علیه فتوای خمینی و
در دفاع از آزادی اندیشه، قلم و بیان و نیز شخص سلمان رشدی منتشر کنند.
جالب توجه است وقتی خبر این اعلامیه و مشارکت من در تهیه متن همراه امضاء، به گوش سپانلو رسید از ترس و برای مبرا کردن خود از داشتن چنین همسری،
او که حاضر نبود مرا طلاق دهد، بهتنهایی به بیدادگاه اسلامی رفت، و با بیان
مطالبی جعلی و حیرتآور، سرانجام توانست بهطور یکجانبه مرا به عنوان «زن ناشزه»
ــ یعنی زنی که از شوهرش تمکین یا اطاعت نمیکند ــ طلاق دهد.
این ماجرا شرح مفصلی دارد که اگر
فرصت و حوصلهای بود، آن را خواهم نوشت.
ادامه دارد





هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر