This site is dedicated to the creations of Independent Iranian Artists

پنجشنبه، اسفند ۰۳، ۱۳۹۶

دردِ دلی با حافظِ شیراز/ شعر/ اسد رخساریان



آمـدم سـویِ تـو گـریان حافظـا!
با درودی از دل وُ جان حافظا!
"زنـده رودِ بـاغ­کاران یـاد باد"
زنده رود آنَک پریشــان حافظا

درد دلی با حافظ شیراز
اسد رخساریان

آمـدم سـویِ تـو گـریان حافظـا!
با درودی از دل وُ جان حافظا!

"زنـده رودِ بـاغ­کاران یـاد باد"
زنده رود آنَک پریشــان حافظا

عمر می بخشند یا نه، جَعل شد
پارســی‌خـوانیِ تُـرکان حافظـا

بیمِ موج ام هست و گردابِ بلا
در شـبِ تـاریکِ ایران حافظا

میکده ها بسته است وُ ما همه
مِی می‌اندازیم پنـهان حافظــا

می حرامستی، گرانستی، ولی
بنگ‌وُتریاک است ارزان حافظا

در تـکایا، در مسـاجد از قضا
ریش وُ تسبیح است جُنبان حافظا

چون همیشه اندرین دهشت سرا˚
دامِ تــزویر اسـت قــرآن حافظا

آه وُ آه از حـافظـانِ ایـن کتـاب
نه زعاشق پیشه˚ رِندان حافظا

این فقیهان از رذالت می‌برَند
گویِ سبقَت از وقیحان حافظا

ایمن از جورِ فقیهان هیچ نیست
کافـر وُ گبـر وُ مُسـلمان حافظا

عالمانِ علمِ بی رنج و عَمَل
کرده برپا جاهلستان حافظا

عقـل­شـان انـدر میانِ پـایشـان،
دست­شان دردستِ شیطان حافظا

طیلسان پوشانِ ریش و پشم­دار
طالبانِ حور و غلمان حافظــا

در رهِ میخانه ما گـم کرده­ایـم 
پیک جان و ذوقِ جانان حافظا

­آن شرابِ نابِ روحانی که بود
ریخته در کامِ دیوان حافظا

آن شرابِ تلخِ مرد افکن ولی
مانده در پستویِ مستان حافظا

این حکایت کی به پایان می­رسد 
کی ‌رود از یادِ دوران حافظا؟

کلبه ی احزان ما هم می‌شود،
عاقبت روزی گُلستان حافظا؟

۲ نظر:

عبید سن خوزانی گفت...

این سخن ها خوب گفته است حافظا

دست شما درد نکند بسیار عالی است اسد جان

Asad Rokhsarian گفت...

سپاس و درود بر تو خوزانی عزیز
این تازه نمایشِ گوشه ای از آن جهنّم مفتیان و ملّایانِ برای ایران امروز است و امید، که یاران بشتابند و نگذارند که هیچ حق و حقیقتی در زیرِ نعلین های زرد و سفید و سبزِ این دُم بریده ها ناگفته و نانوشته بماند ...