This site is dedicated to the creations of Independent Iranian Artists

پنجشنبه، اردیبهشت ۰۹، ۱۳۹۵

بیوگرافی پرتو نوری علا / A Short Biography

A Short Biography

         Partow Nooriala, an Iranian Poet, writer and literary critic, was born in Tehran - Iran. She taught Philosophy in Tehran University after her graduation in 1978.
         In 1982, after Nooriala was forced to stop teaching by Islamic Regime in Iran, she opened Damaavand Publications (Enteshaaraat-e Damaavand) in Tehran with the help of two female friends thus becoming the first female publishers in Iran. However, within three years, the publication was shut down by the government enforcement guard
In 1986 Partow Nooriala came to the United States and started a new life in Los Angeles. Partow has published five poetry books: A Share of the Years, Of the Eye of the Wind, My Earth Altered, With Chained Hands in the House of Fortune, From Gallows’ to meadow, a collection of critiques; Art and Awareness, a collection of short stories; Like Me, a play in Farsi; Mihan’s Future, and a narration Maanaa. She has published a selection of poems, Four Springs, in Farsi and in English. Recently a collection of interviews Unity of Mind and Language has been published by Sinbad Publications in Los Angeles. Also a collection of more than 450 jokes and satyrs was published in 2018 

در خرداد ۱۳۹۵برابر با ژوئن 2016  تارنمای پرتو، ادبیات و هنر و فرهنگ را تأسیس و سردبیری آن را خود به عهده گرفتم. چندین کتاب شعر و داستان و نقد ادبی و هنری از من منتشر شده است. در رابطه با مسائل سیاسی – اجتماعی ایران، حقوق بشر، بویژه حقوق زنان، و انعکاس دادخواهیِ مادران عزادار و پارک لاله، فعالیت داشته ام.

بیوگرافی 
من، سومین فرزند، از چهار فرزند اقدس منوچهری و حیدر نوری علا بودم. پدرم همسر اولی داشت که موقع وضع حمل درگذشت و تنها یادگارش مینو نوری علا بود. 
از چپ، ایستاده: پدرم حیدر نوری‎علا، منوچهر ملک محمدی نوری پسر عمۀ ما و نامزد مینو، 
نشسته: مادرم اقدس منوچهری، مینو نوری‎علا. پیام و سیام و من در اطرافشان هستیم. خواهر کوچکمان پروانه شیرخواره بود و در عکس نیست.

از چپ: اسماعیل (پیام)، سیام، پرتو و پروانه نوری‎علا، عکس در سال 1330 در منزل مادر بزرگمان در خیابان سنگلج گرفته شده است.

از نوجوانی به ادبیات علاقه داشتم. اولین جایزۀ ادبی خود، یک جلد گلستان سعدی را در 12 سالگی بخاطر نوشتن انشائی، درکلاس خانم مدرسی دبیر ادبیات، از خانم شامبیاتی مدیر دبیرستان دخترانه خسرو خاور گرفتم.
در دورۀ دوم دبیرستان (نمونه دختران) رشتۀ ادبی را انتخاب کردم. در پایان سال تحصیلی 1344 در کنکور دانشگاه تهران، رشته فلسفه و روانشناسی شرکت کردم. همان شب در روزنامه اطلاعات عکس من به عنوان یکی از شرکت کنندگان کنکور، در کنار دکتر جهانشاه صالح، رئیس دانشگاه، به اندازه نسم صفحه منتشر شد. این عکس را یادگاری نگه داشته بودم اما در دوره انقلاب عکس دکتر صالح را از آلبوم در آوردم!!!

بعد از ظهر همان روزِ شرکت در کنکور دانشگاه تهران، در مراسم بسیار ساده ای با زنده یاد محمدعلی سپانلو ازدواج کردم.

در رشته فلسفه و روانشناسی در دانشگاه تهران، قبول و مشغول به تحصیل شدم و همان سال اول دانشگاه اولین فرزندم سندباد سپانلو به دنیا آمد. یک سال مجبور به ترک تحصیل شدم و بار دیگر به دانشگاه برگشتم.

در ایام دانشجوئی با گروه تئاتری سعید سلطانپور در دانشکده هنرهای زیبا و محمد ابراهیمیان در تئاتر فردوسی دانشکده ادبیات همکاری داشتم که هیچ یک از نمایش‎ها شانس اجرا نیافتند. 
در سال دوم دانشگاه در ۱۳۴۷در فیلم سینمائیِ "آرامش در حضور دیگران"، ساختۀ ناصر تقوائی، بر اساس داستانی با همین نام در مجموعه داستان "واهمه های بی نام و نشان" از زنده یاد دکتر غلامحسین ساعدی، بازی کردم. در این فیلم ثریا قاسمی، مسعود اسدالهی، زنده یادان اکبر مشکین، مهری مهرنیا،د منوچهر آتشی، م.ع. سپانلو، علی نراقی، و لیلا بهاران و من، شرکت داشتیم.
https://www.youtube.com/watch?v=1uYWXxmyfTQ
منوچهر آتشی و من در نمائی از فیلم آرامش
نمایش این فیلم پنج سال در ایران توقیف بود تا سرانجام پس از آن که به عنوان فیلم منتخب فستیوال ونیز 1973، برگزیده شد، در ایران با حذف صحنه هائی به مدت دو هفته در سینما کاپری نمایش داده شد. 
نخستین کتاب شعرم به نام سهمی از سالها در سال 1347 چاپ شد اما اداره ممیزی رژیم گذشته اجازه انتشار آن را نداد. 
در سال 1349 لیسانسم را از دانشگاه تهران گرفتم.

پس از اخذ مدرک لیسانس، در انجام خدمات اجتماعی که اجباری بود شرکت کردم اما به علت مازاد بر احتیاج، معاف شدم
سپس به عنوان کارشناس برنامه ریزی در وزارت فرهنگ و هنر، به ریاست دکتر جلال ستاری،  استخدام شدم. و پس از چندی دومین فرزندم شهرزاد سپانلو به دنیا آمد.
برای نگهداری از فرزندم، با وجود پیشنهاد معاونت مدیر کل (دکتر جلال ستاری) و بورس سه ماهه فرانسه، تصمیم گرفتم کارم را ترک کنم و خودم نگهداری از فرزندم را به عهده بگیرم.

پس از یکسال برای گرفتن فوق لیسانس در رشته مدیریت خدمات اجتماعی، در دانشکده خدمات اجتماعی به ریاست خانم ستاره فرمانفرمایان ثبت نام کردم. (بعد از انقلاب نام این دانشکده به علامه طباطبائی تغییر کرد). پس از اخذ فوق لیسانس، به عنوان مشاور و مددکار اجتماعی در مرکز رفاه جوادیه و همچنین مرکز روان درمانی دانشگاه تهران مشغول کارآموزی شدم. همزمان به پیشنهاد دکتر حسین پرورش، رئیس دانشکده هنرهای زیبا، به عنوان مدرّس نیمه وقت فلسفه درس دادم.
در دوران افول رژیم گذشته و قدرت نگرفتن رژیم اسلامی، کتاب شعرم سهمی از سالها که مدت هفت سال در توقیف بود، منتشر شد. دومین مجموعه شعرم "از چشم باد"، در رژیم اسلامی توقیف شد.
پس از انقلابِ [ضد] فرهنگی و اخراج از دانشگاه، دکتر سیما کوبان از منیر بیضائی و من دعوت کرد تا در برپائی انتشارات و کتابفروشی دماوند با او همکاری کنیم. عمر این انتشارات بیش از سه سال نبود و با یورش پاسداران بسته شد.
 دکتر سیما کوبان و پرتو نوری‎علا در کتابفروشی و انتشارات دماوند، در طبقه سوم ساختمان سه طبقه‎ای واقع در خیابان بزرگمهر تهران

پیش از ترک ایران تقاضای تصدیق رانندگی بین‎المللی کردم که در هیچ کشوری به درد نخورد

در سال ۱۳۶۴، در سفری ناگزیر، ایران را ترک گفتم. دومین کتاب شعرم "از چشم باد" توسط نشر اندیشه به همت زنده یاد رضا شریفها، در لس آنجلس منتشر شد.

پس از یکسال و گرفتن مدرک کامپیوتر در آمریکا، در دادگاه عالی منطقه لس آنجلس، به عنوان مأمور تعین هیأت ژوری در دادگاه های منطقه لس آنجلس، تا زمان بازنشستگی، کار کردم.
رؤسا و کارمندان بخش ژوری دادگاه عالی لس آنجلس 
عکس در تراس طبقه آخر (پانزدهم) ساختمان هال آو رکوردز (مرکز بخش ژوری) در داون تان لس آنجلس، در 1999 گرفته شده است
فعالیت‌های ادبیِ توقیف شدۀ من، همراه با کارهای جدیدم در میانسالی و در آمریکا شانس انتشار یافتند. سومین کتاب شعرم "زمینم دیگر شد" کاندیدای بهترین کتاب شعر و نقد رمان "سورةالغُراب" نوشته محمود مسعودی، با عنوان "شعور شک در برابر حماقتِ یقین"، از طرف هیأت داوران نشر باران در سوئد، بهترین نقد ادبیِ سال 1994، شناخته شد و من به همراه آقای بهروز شیدا منتقدین برگزیده سال انتخاب شدیم. تاکنون، پنج کتاب شعر، یک برگزیده اشعار، دو کتاب نقد ادبی و هنری، یک مجموعه داستان، یک نمایشنامه، یک روایت و احیای کتاب مرآت البُلدان، از من منتشر شده است.
- مجموعه اشعارِ "سهمی از سالها" ۷ سال توقیف،  انتشار مابین سقوط و ظهور دو رژیم. انتشارات ققنوس، تهران،  ۱۳۵۲، نایاب
- "از چشم باد"، توقیف در ایران، انتشار در لس آنجلس، انتشارات اندیشه،۱۳۶۶، نایاب
- "زمینم دیگر شد"، انتشارات زمانه - تصویر، کالیفرنیا، ۱۳۷۲، نایاب 
- مجموعه شعر "سلسله بر دست در بُرج اقبال"، انتشارات سندباد، لس آنجلس، ۱۳۸۰. نایاب 
- برگزیده ای از اشعار چهار دفتر فوق به نام "چهار رویش"، انتشارات سندباد، لس آنجلس ۱۳۸۰.

- مجموعه شعر از دار تا بهار، انتشارات سندباد، ۱۳۸۹ لس  آنجلس 

- کتاب دو نقد، مجموعه دو نقد، انتشارات آگاه، تهران، سال ۱۳۶۴، نایاب
- کتاب هنر و آگاهی، مجموعه دو دهه نقد ادبی و هنری، چاپ اول و دوم، انتشارات کلبۀ کتاب، لس آنجلس، چاپ سوم، انتشارات سندباد، لس آنجلس، ۱۳۷۴تا ۱۳۸۹ 
- مجموعه داستان مثل من، انتشارات سندباد، لس آنجلس
- نمایشنامه فردای میهن، انتشارات سندباد، لس آنجلس
- روایت مانا، انتشارات سندباد، لس آنجلس


آثار فوق را می توانید در فیس بوک باشگاه ادبیات، به سردبیری امیر عزتی، آنلاین بخوانید
https://www.facebook.com/media/set/?set=oa.927307237316337&type=1
یا در صفحه اصلی تارنمای پرتو، سمت راست بر روی جلد کتاب‎هائی که تصویرشان آمده، کلیک کنید
و کتاب‎ها را آنلاین بخوانید.
در سال 2017 کتاب خاطرات مادرم اقدس منوچهری (نوری علا) را که حدود 40 سال پیش در ایران نوشته و خاک خورده مانده بود، همراه با پانویس ها و تعدادی عکس از گذشته ها، توسط انتشارات سندباد در لس آنجلس منتشر کردم.
همچنین مجموعه بیش از 450 جوک و لطیفه که اکثر آنها عمال رژیم اسلامی را هدف قرار داده اند، همراه با مقدمه و مؤخره مبسوطی در بارۀ علل ساخته شدن جوک و لطیفه از نظر اجتماعی و روانی، چیستیِ خنده، علل خنده، تأثیرات روانی و فیزیکی خنده، با عنوان "کتاب شادی" جمع آوری و تألیف بلقیس خاتون مازندرانی، توسط نشر سندباد در لس آنجلس منتشر کردم.
در آغاز سال 2018 نیز مجموعه ای از مصاحبه های کتبی که طی سالهای گذشته با من شده بود را به نام "یگانگیِ ذهن و زبان" توسط انتشارات سندباد در لس آنجلس منتشر کردم.
کتاب های اخیر را می توان از طریق انتشارات سندباد ابتیاع کرد.
sinbadpublications1@gmail.com
در ایامی که در آمریکا بودم، هر ساله در یکی دو برنامه در کالیفرنیا یا سایر ایالات شرکت داشتم. از جمله شعرخوانی
در برنامه جنایت علیه بشریت - گرامیداشت خاطره جانباختگان تابستان 67 در زندانهای جمهوری اسلامی ایران -تورنتو - کانادا
https://www.youtube.com/watch?v=uIqWl6NV2VY&t=373s

2016 / https://www.youtube.com/watch?v=uIqWl6NV2VY&t=135s
سخنرانی در سال 2014 در پانل حق حیات در یوس ال ای.
 ا
روز نخست
سخنرانی در برنامه حق حیات و کیفر مرگ

خرداد 93 ، می 2014 یو سی ال ای
لینک سخنرانی های روز نخست پانل، برنامه صبح
https://www.youtube.com/watch?v=NsqX7xwc-KI&feature=youtu.be

مصاحبۀ آقای علی لیمونادی، مدیر و کارگردان تلویزیون ملی ایرانیان IRTV با پرتو نوری علا در برنامه تلاش صد ساله
https://www.youtube.com/watch?v=ByGAdAyrim4&t=178s
فیلم کوتاهی از زندگی من، در یوتیوب
https://www.youtube.com/watch?v=awwe7xQJZXk

ویدیوی شب نمایش فیلم مستند لبۀ تیغ اثر دکتر بهمن مقصودلو
https://www.youtube.com/watch?v=0XPGws31vNs
2017
جدیدترین مصاحبه ویدیوئی پرتو نوری علا
کاری از آرش راد و حمید مظفری
سپتامبر 2017



هیچ نظری موجود نیست: