This site is dedicated to the creations of Independent Iranian Artists

جمعه، شهریور ۰۳، ۱۳۹۶

پنج شعر کوتاه از: صنوبر

در هوا خوری هوا نبود.
هنگامی که می انديشيدم
اين زندان چه نفس هايی را بلعيده است.


پنج شعر کوتاه از: صنوبر

1- شعرهر روز

در آخرين ملاقات
مسئول زندان دستگرد به خانواده ام گفت:

بمانيد جنازه زندانی تان را تحويل بگيريد.
جنازه را تحويل گرفتيم.
هنوزجنازه تحویل می گيريم.
تواب و جاسوس اما هرگز!


2- تصوير

هستی زيباتر از هميشه
در مبارزه با استبداد!
تصويرت، ديکتاتور را افشا می کند
.


3- شکست شکنجه

زندان ناعادلانه ترين مکان
در آگاهترين زمان مبارزه از عشق که نفرت بر ستمگر است
شکنجه، در فریاد مرگ بر استبداد شکسته می شود
.


4- هواخوری

در هوا خوری هوا نبود.
هنگامی که می انديشيدم
اين زندان چه نفس هايی را بلعيده است.


5- زمانی که سياسی شدم

چشمانم را با چشم بند محکم بستند
چادری سياه روی سرم انداختند
همه جا سياه شد
.
پاسداران نگهبان دستهايم را گرفتند
مرا رو به ديوار نشاندند
.
بازجو پرسيد از چه سالی سياسی شدی؟
- از در پشتی که بگريزی محل تولدم را درمی یابی
سياسی به دنیا آمدم

هیچ نظری موجود نیست: