PARTOW, Literature, Art & Culture

This site is dedicated to the creations of Independent Iranian Artists

دوشنبه، آبان ۲۱، ۱۳۹۷

فالگوش / داستان کوتاه / بیژن بیجاری

راستی ثُری می‌شنوی این صدای ساز و این زنی که داره صداش پخش می‌شه توی این شبِ پُرستاره همراه صدای این شُرشُرِ آب فواره‌های وسطِ این پارکینگ این خانمه عجب صدای خوبی داره مثِ مرضیّه‌ی خودمون و چه می‌چسبه این صدا حالا و همراهِ صدای این آبِ فواره‌ها…

جمعه، آبان ۱۸، ۱۳۹۷

نسیم خاطره / شعر / پرتو نوری علا

پَرِ پروازِ پرنده‌ای ناشناس، در شب، 
نسیم خاطره می‌پاشَد 
بربوسه‌ها و نوازشهای قدیمی.

جمعه، آبان ۱۱، ۱۳۹۷

خونِ کسان1 / داستان کوتاه / محمود مسعودی

محمود مسعودی
عکس از بهزاد کشمیری پور

بابا و مامان را ضجّه‌هاي ننه با خود کشيد و برد ولي من يکسر رفتم پيشِ آنها. پدربزرگ با رکابي، که به تنَ‌ش گشاد مي‌زد، رويِ لبه‌يِ حوض نشسته بود و پيژامه را تا زيرِ ران‌ها لولانده پاهاش را گذاشته بود تويِ آب، رويِ پاشويه‌يِ اوّل. شکسته مي‌زدند. مثلِ قاشقِ چاي‌خوري که تويِ استکان مي‌شکند، شکسته مي‌زدند. انگار قلمِ‌شان کرده گذاشته بودندِشان کناري، مثلِ يک جفت نيم‌چکمه.

جمعه، آبان ۰۴، ۱۳۹۷

نخستین درسِ آزادی / شعر دو زبانه / مجید نفیسی






در چشمانم
ستارگان رنگ می‌بازند
و در دستانم
خورشید غروب می‌کند.
در لبخندم کودکی به‌دنیا می‌آید
و از قلبم، خونی سرخ، بخار می‌شود.



چهارشنبه، آبان ۰۲، ۱۳۹۷

چند شعر از ریچارد بروتیگن / ترجمه و معرفی شاعر، توسط اسد رخساریان

ریچارد بروتیگن(۱)
Richard Brautigan
۱۹۸۴- ۱۹٣۵
اسم من ریچارد است. بیست‌ویک سال دارم. شاعر ناشناخته‌ای هستم. نه به این معنا که هیچ دوستی ندارم. نه، به این معنا که پیش از همه، این دوستانم هستند که می‌دانند، من شاعرم، چرا که فقط به آنها گفته‌ام من شعر می‌نویسم. فکر کن که افکار من  یک تاکسی هستند (به طورِ ناگهانی متوجّه می­شوی) که مسافر من هستی.

یکشنبه، مهر ۲۲، ۱۳۹۷

موزیک ویدیوی می‌خواهمت / آهنگساز، نوازنده و خواننده کوروش یزدانی /شعر از پرتو نوری علا

می‌خواهمت I Desire You 
از آلبوم "ماهی" 
شعر از پرتو نوری علا
آهنگساز، نوازنده و خواننده، کوروش یزدانی
https://www.youtube.com/watch?v=M5BdcrC_VFA

شنبه، مهر ۲۱، ۱۳۹۷

هفتمین شماره فصل‌نامه آرمان منتشر شد

بنیادگذار: دکتر ساموئل دیان
مدیر مسئول: دکتر مهدی سیاح زاده
زیر نظر شورای دبیران
دبیر اجرایی فصلنامه و تارنما:  شیریندخت دقیقیان

سه‌شنبه، مهر ۱۷، ۱۳۹۷

آواز زن، ترانه جدیدی از شادی امینی

این آهنگ را تقدیم می‌کنم به تمام مادرانی که لالایی‌هایشان سرشار از عشق است و تمام دخترانی که در طول این سال ها با سخت‌ترین شرایط خوانده و آثار موسیقیایی تولید کرده اند ولی مثل مجرم‌ها با آن ها برخورد شده است؛ احضار شده‌اند، بازخواست شده اند، حتی محکوم شده‌اند تا رویاهایشان کم‏رنگ و فراموش بشوند، اما رویا هرگز نمی‌میرد. ش. الف.

شنبه، مهر ۱۴، ۱۳۹۷

ژیلا مساعد، شاعر ایرانی در تبعید به عضویت آکادمی نوبل درآمد


ژیلا مساعد: عضو تازه آکادمی نوبل

آکادمی نوبل در سوئد با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد که ژیلا مساعد، شاعر ایرانی به عضویت آکادمی سوئد درآمد. کارل گوستاو پادشاه سوئد موافقت خود را با عضویت ژیلا مساعد و اِریک ام رونه‌سوُن در آکادمی نوبل اعلام کرد

پنجشنبه، مهر ۱۲، ۱۳۹۷

گفتگو با مسیح علی نژاد در باره کتاب جدیدش؛ باد در موهایم / نشستی در دانشگاه California State University, Northridge, CSUN

 مسیح علی نژاد
The Wind in My Hair: My Fight for Freedom in Modern Iran
A Book talk by Masih Alinejad 
 California State University, Northridge, CSUN

چهارشنبه، مهر ۱۱، ۱۳۹۷

وقتی انسان به عکس‌های خاوران می‌نگرد / شرح چند تصویر / مهران زنگنه

جسدی که در عکس دیده می‌شود، یک انسان است، انسانی که حتی نامش را نمی‌دانیم. عکس اما با ذکر نام محل حفاری و عکس، خاوران، به ما می‌گوید که فرد بی نام کیست. با ذکر این نام عکس بال می‌زند و امر دیگری می‌شود، و هویتی می‌یابد. جسد خاص از خاص بودن دست می‌کشد و بدل به یک چیز دیگر می‌شود. مرگی خاص را بدل به امری اجتماعی می‌کند.

جمعه، مهر ۰۶، ۱۳۹۷

عشق را... / شعر / هنگامه عباسی سیرچی

و اشک های من
برای هلهله‌ی پيروزِ دزدان بى‌نقاب
و جشن شيادان است؛
تبعيد مرغ عشق و گل‌هاى سرخ
به سرزمينِ تاریکی
و رونقِ گل‌خانه‌هاى مصنوعی

پنجشنبه، مهر ۰۵، ۱۳۹۷

اطلاعیۀ مراسم خاکسپاری و بزرگداشت زنده یاد بیژن هیرمن پور



مراسم خاکسپاری:
روز جمعه ۵ اکتبر ۲۰۱۸، ساعتِ ۱۵ (سه بعدازظهر)، در گورستانِ «بورلارن» واقع در شمارۀ ۲۷ خیابانِ بی وِر، ایستگاهِ قطارِ بورلارن.
27, rue Bièvre 92340 Bourg-la-Reine
RER B, station Bour-la-Reine

"یاد منیژه را هم گرامی بداریم"/ خاطره / بیژن هیرمن پور / همراه با توضیح ناصر زراعتی

زنده یادان منیژه و بیژن هیرمن‌پور
دورترین خاطرۀ من از او به شبِ عروسی‌اش می‌رسد. حتا آن شب هم او را در هیچ صحنه‌ای به‌خاطر نمی‌آورم. برایِ من هم مثلِ بقیۀ مردمِ «مُبارکه»، در آن شب، «دخترِ بختیار» را می‌دادند به «پسرِ میرزا رضا دانش». برجسته‌ترین صحنه‌هایِ آن شب شوخی‌هایِ مستانۀ آقاتقی معلمِ کلاسِ سوّم با رقاصۀ دستۀ مُطرب‌هایِ اصفهانی و عربده‌کشیِ یکی از افرادِ خانوادۀ عروس بود.