PARTOW, Literature, Art & Culture

This site is dedicated to the creations of Independent Iranian Artists

یکشنبه، تیر ۱۵، ۱۳۹۹

سبکیِ خنده، سنگینی اندوهِ فراموشی، شعر در سه اپیزود، اسد رخساریان

این سیر و سلوکِ من / در شعر/ نقاشی / و موسیقی / داستان را ماند.
وواژه‌­ها / یک، یک / در کارِ ساده‌­نمایی از من.
رنگ­‌ها / در خطِ دویدن درهم / از سفیدی و سیاهی و بنفش و آبی
تا نقشِ و نگاری اسرارآمیزتر از من.

سه‌شنبه، تیر ۱۰، ۱۳۹۹

نگاهی به دو خُرده‌‌داستانک، نقد ادبی، فریبرز فرشیم

امروز، به طور تصادفی، برخوردم به یک «خُرده‌-داستانک» بی‌نظیر فارسی، در چهار کلمه! این خرده-‌داستانک را خانم فرشته‌ی ساری نوشته‌ است، نه به قصد نوشتن چنین داستانکی، و شاید وقتی که می‌نوشتند خودشان هم توجه نکردند که آن چند کلمه ممکن است در اوج کمال داستانی باشد! اوج کمال باشد در چهارچوب زمان و مکان، در فضای تاریخاً شکل گرفته و آوار شده بر هستی زن! این خرده‌داستانک در مجموعه‌ی داستانیِ مرکز خرید خاطره‌ها، صفحه‌ی بیست (انتشارات خجسته، ۱۳۸۶، تهران) آمده است؛ و این هم آن داستان:

                                      شب شده. زن‌ها برنگشته‌اند!
به این داستان بازخواهم گشت.

شنبه، تیر ۰۷، ۱۳۹۹

شعر روشن، قلب تاریک، نگاه رضا فرخ فال به شعر "شاهدی برای عزت" اثر مجید نفیسی، نوشته پرتو نوری‌علا

مجید نفیسی در شعر زیبا، واقع‌گرا و عاطفیِ "شاهدی برای عزت" از لحظۀ فرا رسیدن اعدام دلدارش، عزت می‌گوید؛ جزئیاتی که شاهدی به خلاف میل "فاتحانِ" مرگ‌خواه‌، آنها را  برایش شرح داده است. مجید در این شعر، همانند بسیاری از اشعار دیگرش، با مهارت، ازفرای جزئیات ملموس، دلچسب و واقعی، تلویحاً از دریافتی اندیشیده شده سخن می‌گوید؛ از مفهوم کلی بشر، آزادی او و حق اولیه‌اش یعنی زیستن.

سه‌شنبه، تیر ۰۳، ۱۳۹۹

عالم خانم، داستان کوتاه، اثر فریبرز فرشیم

عالم خانم
داستان کوتاه، فریبرز فرشیم
عالم خانم زن کوچک ظریف‌اندامی بود که سایه‌ی شاید پیری بر گوشه‌ی چشمانش نشسته بود. حدود پنجاه-شصت ساله، که همه «عمه خانم» و، گاهی به ندرت، «عالم خانم» صدایش می‌کردند. شلوار مشکی گشاد امپرمآبل، کت مشکی گشاد با جیب‌های گشادترش، جوراب مشکی و گالش مشکی کوچک توسرخ، چادری مشکی و چارقدی سپید که زیر چادر به سر داشت و با سنجاقی در بیخ گلو محکم چفت شده بود تا مبادا نامحرمی گلویش را، گلوی زن را، ببیند و بر ابروی کائنات اخم افتد؛ این‌ها از عالم خانم چهره‌ی خاصی ساخته بود. اما سیاهی لباس او بخت سیاه عالم خانم را هم رقم زده بود.

سه‌شنبه، خرداد ۲۷، ۱۳۹۹

جمعه، خرداد ۰۹، ۱۳۹۹

این خانه بو گرفته است، شعر به دو زبان فارسی و انگلیسی، مجید نفیسی

برخیز ای هرکول آمریکایی / که در دل هر زن و مرد آگاه / خانه داری!
برخیز! برخیز! / این خانه بو گرفته است!

جمعه، خرداد ۰۲، ۱۳۹۹

ملیحه تیره گل شاعر، نویسنده و محقق معاصر، از زمین ما کوچید و رفت.

21/05/2020

دقایقی پیش، نویسنده و دوست گرامی‌ام آقای مجید روشنگر، سردبیر فصلنامه هنری و فرهنگی "بررسی کتاب"، در ایمیلی، با اندوهی عمیق درگذشت دوست عزیزمان، پارۀ تنم، ملیحه تیره‌گل، شاعر و نویسنده و محقق ارزندۀ معاصر را به من خبر داد . ناباور، چند بار از ایشان پرسیدم آیا منظورتان ملیحه خودمان است؟ و ایشان این خبر دردناک را که از طریق وجیهه خانم، خواهر ملیحه جان دریافت کرده بود، تأیید کرد. 

چهارشنبه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۹۹

نقد مجموعه داستان "الفبای گورکن‌ها" اثر هادی کیکاووسی، نویسنده نقد فریبا صدیقیم

دوشنبه، اردیبهشت ۲۲، ۱۳۹۹

یک حرف خصوصی، شعر، ملیحه تیره‌گل

بیست سال است که آن ریگ، شتابان در پرواز است  / مانند هواپیمای بی‌­سرنشین
هی عکس می­گیرد از آن اتاق / که نمی­دانم حالا / مسکونی است یا متروک.