محمود افغان بر بلخ و
کابل و قندهار پیروز میشود، تا آنکه در هرات قزلباشان راهِ پیشروی آنان را
سدّ میکنند. اما زمان زیادی نمیگذرد که افغانستانیان
از بیرون به شهر میتازند و دمار از روزگار قزلباشان درمیآورند و محمود پس از گذشتنِ پیروزمندانه از نیمروز و
سیستان و بلوچستان در شهر توسِ خراسان با نیرویی چهل هزار نفری که شاه سلطان حسین
فراهم آورده روبرو میشود.
This site is dedicated to the creations of Independent Iranian Artists
نمایش پستها با برچسب ۲- از رستم التواریخ / مسعود کدخدایی. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب ۲- از رستم التواریخ / مسعود کدخدایی. نمایش همه پستها
سهشنبه، آذر ۰۹، ۱۳۹۵
شنبه، شهریور ۱۳، ۱۳۹۵
از رستم التواریخ (۱۳) / برافروختن خشم افغان ها / مسعود کدخدایی
در گزارش رستم الحکما که در زیر میخوانیم،
موقعیتی که موجبِ یورش افغان ها به ایران شد، و نیز گندیدگی حکومتی که زیادی بی
حرکت مانده و باید دیر یا زود به زباله دان انداخته می شد را میتوان
به خوبی دید.
نگاده زن و دختـرِ نـامدار / قـزلباش ننهاد در قندهـار / زن و دختر و اَمرَد[1] کابلی / زِهر سو قزلباش گاد
از یَلی
نگاده زن و دختـرِ نـامدار / قـزلباش ننهاد در قندهـار
یکشنبه، مرداد ۲۴، ۱۳۹۵
چهارشنبه، تیر ۳۰، ۱۳۹۵
چهارشنبه، خرداد ۱۲، ۱۳۹۵
از رستم التواریخ -۱۰ / چگونگی دزدیدن زنی در راه حمام و... / مسعود کدخدایی
امیر محمدحسن خان خوش حکایت" میگوید که از پدر خود "امیر شمسالدین
محمد کارخانه آقاسی" شنیدم که حکایت نمود که: "من به اتفاق
"محمدعلی بیک بیلدار باشی خلج" که در تنومندی و قوت و دلیری و دلاوری
مورد حسد رستم دستان و سام نریمان بوده، در محلۀ چهارسوی شیرازیان در اصفاهان میگذشتیم که ناگاه زنی از بزرگان با جاری خود از حمام بیرون آمد
شنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۹۵
از رستم التواریخ -5 / وُسعتِ ایران در زمان شاه سلطان حسین و شرح بنای چهل ستون / مسعود کدخدایی
پس از "شاه سلیمان" که
رستمالحکما میخواهد خدا رحمتش را بر گور
او بریزد و پاکجایی در بهشت نصیبش گرداند، فرزندش شاه سلطان
حسین بر تخت فرمانفرمایی مینشیند و به رتق و فتق امور جهانداری و مرزبانی مشغول،
و در نهایت خوبی و مرغوبی به امور مملکت میپردازد و پیروزیهای
بزرگ کشورسِتانی از وجود مبارکش حاصل میشود. به گمان رستمالحکما در همۀ جهان پادشاهی از او
بزرگتر نبود، و کشور ایران در دست او از آراستگی و پیراستگی بر کشورهای دیگر برتری
داشت. او چنین ادامه میدهد:
یکشنبه، خرداد ۰۲، ۱۳۹۵
از رستم التواریخ -4 / بعد از قتل نادرشاه / مسعود کدخدایی
نادر شاه که کشته میشود، مملکت دچار آشوب میشود. در اصفهان محمد حسن خان قاجار و در شیراز کریم خان زند حکمرانی می کنند. اما ایل افشار هنوز در فکر بازپس گرفتن قدرت است. پس برادرزادۀ نادر شاه پسر بزرگ محمد حسن خان را که محمد نام دارد و بعدها آغا محمد خان قاجار میشود میگیرد و اخته میکند. او هم وقتی شاه میشود بی رحمانه به انتقام گیری می پردازد.
جمعه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۹۵
از رستم التواریخ -3 / نتیجۀ انتقام پهلوان باقر / مسعود کدخدایی
به نظر میرسد که
پهلوانان، لوطیان، عیّاران، و کمی بعد جاهلان که نمیتوانیم آنان را از
تاریخ اجتماعی ایران حذف کنیم، بنابر نیازهای مادّی جامعهای بهوجود آمدهاند که حکومتها از برآوردن آنها
عاجز بودهاند. در زمان ما هم، حتا در کشورهای دموکراتیک،
هنگامی که دولت و ارگانهای رسمی در پاسخگویی به نیازهای جامعه کوتاهی میکنند یا درمیمانند، ارگانهای موازی تشکیل، و به
انجام کارهای ضروری میپردازند.
پنجشنبه، اردیبهشت ۳۰، ۱۳۹۵
از رستم التواریخ -2 / بیست حکومت در کمتر از هشتاد سال / مسعود کدخدایی
مسعود
کدخدایی: بارها شروع کرده بودم رستمالتواریخ را بخوانم، اما
هر بار پس از خواندن چند صفحه، لذّت خواندن برایم از میان میرفت، خسته میشدم و
آنرا میبستم. وجود واژهها و ترکیبهای کهنهای
که دیگر بهکار
نمیروند
و تنها در کتابهای
لغت میتوان آنها را یافت، بهکار
بردن زیاده از حد و حوصلهی مترادفها و لقبها،
و پرت شدن از موضوع مورد بحث و بازگشتن به آن پس از چند جمله و گاهی چندین صفحه،
نمیگذاشت به بخشهای جالب آن برسم؛ تا آن که تصمیم گرفتم
آنرا برای خودم به زبانی که میفهمم بازنویسی کنم.
سهشنبه، اردیبهشت ۲۱، ۱۳۹۵
اشتراک در:
پستها (Atom)









