قاضیِ، آخوندی با ریش سفید، پوشیده در عبا و عمامه، پشت میز کارش نشسته و بی حوصله مرتب خمیازه می کشد. شوهر، مرد نه چندان جوانی با ته
ریشی آخوندی، پوشیده در پیراهن یقه آهاری و کت و شلوار طوسی رنگ، مقابل میز قاضی ایستاده و زن جوان او که تنها صورت و عینکش از قاب چادر سیاه
پیداست، روی صندلیِ کنار میز قاضی نشسته است.