This site is dedicated to the creations of Independent Iranian Artists

‏نمایش پست‌ها با برچسب نقد ادبی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نقد ادبی. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه، تیر ۲۳، ۱۴۰۵

نقد داستان کوتاه جُبّه خانه، نوشته هوشنگ گلشیری

 

کتاب "جُبّه خانه" مجموعه داستان های کوتاه هوشنگ گلشیری است. کتاب نام یکی از داستانهای مجموعه را دارد.

دوشنبه، مهر ۲۸، ۱۴۰۴

هنگامه عباسی سیرچی: همراه پرتو به میهمانی تاریخ میرویم، نگاهی گذرا به کتاب "خاطرات من"، جلد اول، (ایران)

 همراه پرتو به میهمانی تاریخ میرویم  

خاطرات من، جلد اول (ایران)، پرتو نوری علا، انتشارات سندباد، کالیفرنیا، 2025/1404

خاطرات پرتو‌ نوریعلا را با علاقه و وسواس به انتها رساندم.‌ چرا با وسواس؟ چون پیش از اولین مصاحبه تلویزیونی‌ای که سالهای گذشته با پرتو داشتم، مدت‌ها کند و کاو ‌کرده بودم تا خودش و کارهایش را بشناسم تا در مصاحبه، نکته یا ناشناخته‌ای را نپرسیده نگذاشته باشم. این مصاحبه و مصاحبه‌های بعدی من با او سرآغاز دوستی و علاقه شدید من به پرتو، و دیدار و گفتگوهای‌مان شد. به همان دلیل، مطالب کتاب جدید پرتو "خاطرات من"، به مقدار زیادی برایم آشنا بود، اما چیزی که برایم جدید و بسیار ارزشمند بود، حرکت و ساختاری بود که پرتو، آگاه یا ناآگاه به خاطرات خود داده بود. ساختاری نو و قابل توجه بود. 

چهارشنبه، اسفند ۱۷، ۱۴۰۱

آریا فانی: بررسی صدای زنان در ادبیات فارسی اسفند ۱۷, ۱۴۰۱


کاری از همایون فاتح

"بررسی صدای زنان در ادبیات فارسی"، نام مقاله ‎ای است که دکتر آریا فانی، در رابطه با شعر چهار اپیزودی “چهار رویش”، اثر پرتو نوری علا نوشته و در نشریۀ ادبی "بانگ" منتشر شده است.

چهارشنبه، شهریور ۲۴، ۱۴۰۰

انزجار از تنهایی - پیام کتابِ "من در پرانتز"، اثر فریبا صدیقیم، نوشته ابراهیم مهاجر

برخی منقدین و صاحب نظران که به کتاب "من در پرانتز" پرداختند، تلاش کرده اند به ریشه های میوه تلخ و حتی سمی "تنهایی" بپردازند؛ اما فقط به شاخه هایی که این میوه ها به آن وصل هستند، مثل مردسالاری و پدرسالاری اشاره کرده اند و نه به ریشه این درخت. [...] تاکیدات و توصیف های فریبا صدیقیم در بیان مبارزات بحران تنهایی، با قدرت قلم و به زیبایی تدوین شده است.

سه‌شنبه، شهریور ۲۳، ۱۴۰۰

نظری و گذری بر رومانِ جدیدِ فریبا صدیقیم: «من در پرانتز»، نوشتۀ شایان افشار



آغازِ هر رومان میزانِ کششِ آغازینِ آن را نشان می‌دهد؛ همان برگِ نخستِ «من در پرانتز» خود هم سهمی از زمینه‌یِ داستان را می‌نماید وهم تصویرِ ذهنیِ عاطفیِ پاره پاره شده‌ یا شدنِ راویِ آنرا.



شایان افشار، شاعر، نویسنده و محقق

شنبه، مرداد ۲۳، ۱۴۰۰

شرحی بر داستان کوتاه «داس» اثر ری برادبری، تهیه کننده شیوا شکوری

ری برادبری[i] نویسنده ی امریکایی، در سن 91 سالگی چشم از جهان فروبست. (۱۹۲۰- ۲۰۱۲) او در آثارش از سانسور، سرکوب روشنفکران و اقتدارگرائی انتقاد می کند. داستان کوتاه «داس» را در سال  ۱۹۴۳در نشریه ی (ویرد تیلز)[ii] به چاپ رساند. ژانری که برادبری در آن شناخته شده است ژانر علمی-تخیلی و ترسناک و ماورای طبیعی است. البته او در مصاحبه ای گفته است: «من علمی تخیلی نویس نیستم و تنها کتاب علمی-تخیلی من (فارنهایت۴۵۱) است. داستان علمی تخیلی توصیف واقعیت است با شرحی خیال پردازانه. از این رو کتاب های من علمی نیستند بلکه تخیل محض اند، مثل استوره ها که تخیل اند و امکان چنین اتفاقاتی در واقعیت محال است.»[iii]

یکشنبه، شهریور ۱۶، ۱۳۹۹

شهریار مندنی‌پور: نقلی بر بیژن بیجاری

                                                  بیژن بیجاری

ساختن جملات معترضه و تودر تو، خصوصیت دیگر نثر بیجاری است و هر جا که توانسته موفق عمل کند، یا این چند لایه بودن نثر را در خدمت داستان درآورد، به نثری حجم‌دار رسیده است. نثری که فقط بر یک محور افقی حرکت نمی‌کند و بلکه مدام برمی‌گردد به عقب و تلاش می‌کند خط موازی یا متقاطع با خود رسم کند. چنین نثری مسلمن به مذاق خواننده راحت‌طلب که فقط می‌خواهد یک ماجرا بخواند خوش نمی‌آیدمجموعه آثار او، سوای ارزش ادبی‌شان، نمونه‌های خوبی هستند از شرایط زیست، وضعیت، تنهایی و تخیلات ترسناک یک نویسنده ایرانی.
شهریار مندنی‌پو

چهارشنبه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۹۹

نقد مجموعه داستان "الفبای گورکن‌ها" اثر هادی کیکاووسی، نویسنده نقد فریبا صدیقیم

جمعه، دی ۰۶، ۱۳۹۸

نامجو و هیچکس: دو نگاه متفاوت هنری به آبان‌ ۹۸



“دستاشو مشت کرده” اثر "هیچکس" و “یاد آر” اثر "محسن نامجو" با شعر "علی اسدالهی"، هر دو در واکنش و بر بستر شورش‌ها و اعتراض‌های آبان ماه ۹۸ و با فاصله اندکی از این رخداد بزرگ خلق شده‌اند.
حساسیت و واکنش همدلانه‌ی هنرمندانی چون هیچکس و نامجو با رخداد بزرگی که در آبان ماه رخ داد و تلاش این دو برای روایت و ثبت این رخداد در اثر هنری ستودنی است.

پنجشنبه، دی ۲۰، ۱۳۹۷

گشت و گذاری در چند شعر فروغ فرخزاد / نویسنده: محمدعلی شاکری یکتا

درباره ی فروغ فرخزاد و شعرهای غنایی‌‌اش همین بس که وی نخستین کسی است که شعر غنایی خود را از چهارچوب کلیشه‌ای شعر متداول فارسی و اگر بر من خرده نگیرید، باید بگویم شعر مردانه رها می‌سازد و احساس و ادراک خویشتن خویش را جایگزین آن نمادهایی می‌کند که زنجیره‌ی تکراریِ مضامین عاشقانه‌ی ما هستند.

طرح از: مرضیه فلاح هکی
www.moslemebrahimi.com

یکشنبه، مرداد ۲۸، ۱۳۹۷

مانیفست سربلند بوسه علیه استفراغ انقلاب / فریبرز فرشیم: نگاهی به رمان «برای بوسه ای در بوداپست» / به قلم و با صدای شیوا ارسطویی



"با تمام نیرو باور دارم که برای بوسه‌ای در بوداپست مانیفست سربلند، پرشور، زنانه و دموکراتیکِ «انقلاب بوسه‌ها علیه استفراغ انقلاب» و بیانیه‌ی دموکراسی زندگی و عشق علیه تئوری‌های وارداتی اجنبی است که چپ دوبین ما را منحرف کرده. برای بوسه‌ای در بوداپست بیانیه‌ای است علیه فشار ارتجاع مذهب و استبداد و علیه تمام سیاست‌های فاشیستی بوزینگان رباینده‌ی انقلاب و اندیشه‌ی اجنبی!"

دوشنبه، خرداد ۱۴، ۱۳۹۷

در باره ی مجموعه داستانِ "می دونستی؟" اثر: رعنا سلیمانی / نویسنده: اسد رخساریان

داستانهای این کتاب، اغلب در زمانِ جنگ و تحتِ تأثیرِ تبعاتِ آن قرار دارند. نقشِ محوری زن در یکایک آنها دغدغه ی ذهنی نویسنده را به نمایش میگذارد. زنان در این داستانها، یا قربانی نگرشِ سنّتی مردان یا ولنگاری و روان پریشی آنها هستند. روزگارِ کین-سرشتِ ناخوش آهنگی است! انسان به هیولاها شباهت میبرد. او، آن سوتر از بینیِ خود را، به سختی تشخیص میدهد. خودمحور است و همنوع خود را عروسکی کوکی می پندارد.

چهارشنبه، بهمن ۲۵، ۱۳۹۶

تاراجِ تن، جراحتِ جان / حاشیه‌ای بر سه قصه­ی زندان‌های سیاسی‌ی جمهوری‌ی اسلامی / نوشتۀ بهروز شیدا

تاراجِ تن، جراحتِ جان؛ حاشیه‌ای بر سه قصه­ی زندان‌های سیاسی‌ی جمهوری‌ی اسلامی: مرایی کافر است، نوشته‌ی نسیم خاکسار؛ دوزخیان بهشتی‌، (از کتاب سلاح سرد) نوشته‌ی علی عرفان؛ شاه سیاه‌پوشان، نوشته‌ی هوشنگ گلشیری­

دوشنبه، آذر ۰۶، ۱۳۹۶

خاکی که انگار بذرِ نوازش نمی‌پذیرد /چرخی کوتاه در رمان تنیده در هزارتوی زمان، اثر فیروزه فرجادنیا / نوشته: بهروز شیدا

می‌خواهیم به‌کوتاهی در رمان تنیده در هزارتوی زمان، نوشته‌ی فیروزه فرجادنیا، بچرخیم؛ در نشانه‌ها، تکرارها، نمادها. می‌خواهیم به‌کوتاهی در جهانی بچرخیم که در آن انگار فاصله‌ها و تنهایی‌ها تقدیر است. می‌خواهیم به‌کوتاهی بر خاکی بچ
رخیم که انگار بذر نوازش نمی‌پذیرد.

جمعه، خرداد ۰۵، ۱۳۹۶

سفر به انتهای شب / اثر فردینان سلین / نویسنده جستار، اسد رخساریان

هم به خاطرِ سوگواریهای درونی خویش از دیرپایی ستارهی دنبالهدار جنگ در آسمان شرق است که این جستار را مینویسم و هم به این دلیلِ ساده که اندیشه و احساسِ نویسنده در رودررویی با فجایع انسانی در زمانِ جنگ، گرامیتر از آن است که بتوان کتاب او را پس از خواندن همین‎طوری بست و کنار گذاشت.
اسد رخساریان

سه‌شنبه، فروردین ۰۸، ۱۳۹۶

شعر فروغ: مبارزه برای آزادی زنان و حقوق دموکراتیک / نامه ای به دوست ارجمند، آقای فرج سرکوهی / ف. فرشیم

گرچه برخی از شعرهای [فروغ] از نظر زبانی شاید گیرایی و جذابیت اشعار دیگر شاعران همزمانش را نداشت، ولی از جوانب دیگر، مخصوصاً "جسارتش در آزادگی و پیام تاریخی‌اش"، می‌توان گفت، همۀ شاعران زمان خود را عقب انداخت و، دست کم در حیطۀ آزادی زنان، درخشان‌ترین وجود ادبی زمان خود شد.

یکشنبه، اسفند ۰۱، ۱۳۹۵

خوانشی از رمان لیورا / اثرِ فریبا صدیقیم / نوشتۀ شایان افشار



این همه استعاره که با زبانی شاعرانه که چکیده و نمادین که پیش درآمدی به روایتِ درهم تنیدهیِ راوی است، در ضمنِ خود، تَخییُل و ذهنییَتی زخمین را پیش مینهد که چالشِ کم و بیش هول انگیزی از آن "درونیّات" در خود چالیده، وَ حال با خوانندهاَش تنها میگذارد...

چهارشنبه، بهمن ۲۷، ۱۳۹۵

تحلیل و بررسی رمان «زنی در ماه» / رحمان چوپانی

در طول داستان، راوی، اصرار دارد که شخصیت محوری رمان را «مادر بزرگ» خطاب کند. مادر بزرگ چه آنجا که دختری سی ساله و از نگاه مادر و خواهرانش پیردختری ترشیده است و چه آن جا که با پدر بزرگ پیوند زناشویی میبندد و همسرش را با شهوت آتشینش  به سبک و سیاق روسپیها ارضاء میکند و چه آن جا که با ردوس نرد عشق میبازد، مادر بزرگ است.

دوشنبه، بهمن ۲۵، ۱۳۹۵

مهمانانِ رنج­ ها و شکنجه­ های جاویدان در رمانِ "قدرت و جلال" / اسد رخساریان



قدرتِ سیاسی آن روی دیگرِ قدرتِ دینی است. در اینجا خطاکاران - گناهکاران - را به زندان می­اندازند. زندانِ قدرتِ سیاسی همیشه نمایشگاهِ دوزخ خداوند بوده است. در اینجا انسان را شکنجه می­کنند، می­میرانند، زنده می­سازند و اسکلتِ باقیمانده اش را از امتیازاتِ اجتماعی، محروم.

سه‌شنبه، بهمن ۱۲، ۱۳۹۵

درنگی بر رمان لیورا / اثر فریبا صدیقیم / نوشته‎ی رحمان چوپانی


ویلیام فاکنر در پاسخ به سوال خبرنگار "پاریس ریویو" که از او میپرسد چه مقدار از نوشتههای‌تان بر پایهی تجربههای شخصی است، میگوید؛ نویسنده برای نوشتن به سه چیز نیاز دارد: تجربه، مشاهده و تخیل. و میافزاید؛ دوتا از این سه چیز، و بارها پیش میآید یکی از آنها، میتواند کمبود بقیه را جبران کند. این گفتهی فاکنر، در تمام مدت بازخوانی رمان «لیورا»۱ همراه من بود. گویی نویسنده در پاورقیِ هر صفحه از رمان، این گفته را آورده تا به خواننده یادآور شود سرچشمهی جذّابیت و تعلیقی که در رمان «لیورا»ست، کجاست. هر چند امروزه جذابیت و تعلیق شاید برای درخشش یک اثر شرطی لازم است اما کافی نیست.