This site is dedicated to the creations of Independent Iranian Artists

شنبه، خرداد ۱۲، ۱۳۹۷

یک قصه بود، هرچند ناتمام / شعر / رضا مقصدی


مردی شِگفت بود.
با مردمش پیاله زد وُ از زمانه گفت.
در "قیصر"‌ش، شکُفت.
از سال‌های دور 
دردِ بلندِ تیغه‌ی چاقو را
در پُشتِ زخم خورده‌ی خود داشت.
درپای هرچه خاطره، بنشست.
سربرفراز عاطفه، افراشت.
او از برای "مردم ِ بی‌لبخند" 
یک قصه بود
هرچند ناتمام.

هیچ نظری موجود نیست: