This site is dedicated to the creations of Independent Iranian Artists

جمعه، خرداد ۱۹، ۱۳۹۶

صدای زندانی و گستره‎ی جاودانگی/ دو شعر از اسد رخساریان

شار شار صدا
ز حنجره‎ای ست
یادگارِ قناری شادی
همرنگِ نقش و نگاری
از الهه‎ای عاشقِ آزادی



صدای زندانی
برای نرگسِ محمّدی و همآوازانِ بسیارش

باش تا صدا – صدای زندانی
در رگِ هشیارِ ما منتشر شود

شار شار صدا
ز حنجره‎ای ست
یادگارِ قناری شادی
همرنگِ نقش و نگاری
از الهه‎ای عاشقِ آزادی

دریچه ای رو به فردا دیدی
که باز می‎شود و بسته می‎شود
یعنی که روزنه‎ی امیدی هست
و فراموش مکن که زیبایی
پرده‎ی تماشا را
در اوج‎های عطش
عطشِ نیل به شورهای زندگی
در پیچ و تابِ شیفتگی‎های جان می‎زند کنار
و فسانه است باقی مرارت‎ها
و از پوکی استخوان گفتن و
شکستنِ قلمِ پای پُرآبله
در رهگذارِ باد.

باش تا صدا- صدای زندانی
در رگِ هشیارِ ما
منتشر شود!

گستره‎ی جاودانگی

برویم به تماشای موج­ها و باز
به خانه باز آییم.

گستره‎ی جاودانگی تماشایی ست؛
گیاه روییده در کنامِ سنگ
لاک‎پشت گرفته به بازی یکی بسانِ پلنگ
خُرتوم فیل پیچیده دورِ تناورترین درخت
یکی در آغوش باران
یکی در آبشارانِ گیسوی زریّنه رود و سیمینه رودِ آفتاب.

گستره ی جاودانگی تماشایی ست.
و جنگل نفس- زنان˚
تخمِ پرندگان فردا را
می شکافد پوست.

٢۰۱۶ زمستان


هیچ نظری موجود نیست: